داود بن علينقى وزير وظايف

187

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

ساخته باشد . وفات حضرت « سكينه » را ، در « مكه معظمه » نوشته‌اند ، و در « مدينه طيبه » هم نوشته‌اند : « ابن خلكان » مىنويسد : « توفيت » - سلام اللَّه عليها - فى سنه سبع عشر و مأئة فى « مدينه المشرفه » « 1 » ، و مأخذى صحيح براى دفن آن مخدره در « شام » پيدا نكردم ، اگر چه « عدم الوجدان لا يدل على عدم الوجود » « 2 » آن بزرگوار ربابه بنت امرء القيس بن . . . ، و اسم او را « آمينه » و « آمنه » و « آميمه » نوشته‌اند ، سكينه لقب آن سيده است ، مادر « ام‌كلثوم » از طايفهء « كلابيه » است ، در طفوليت نزديك خواص اصحاب پدر بزرگوار مىآمد ، آنها مىگفتند : من أخوالك ؟ مىفرمود : عو عو ، حكايت صورت كلاب مىفرمود و اصحاب مىخنديدند . به هر حال مناقب آن محترمه بيرون از شمار است ، و او را « حضرت سيدالشهداء » ، بى نهايت دوست مىداشتند ، و اين شعر از آن بزرگوار درباره آن مخدره و مادرش رباب معروف است : لعُمُركَ أنّني لَاحِبُّ داراً * يكون بِهِ السكينةُ و الرَّبابُ در مدح آن بزرگوار علماى مورّخ اهل سنت مىنويسند : « كانَتْ سَيِّدَةَ نِساء عَصْرِها وَأجْمَلَهُنَّ وَأحْسَنَهُنّ وَأرْزَقَهُنَّ » ، طره سكينه كه چتر زدن از زلف باشد ، آن سيده اختراع كرد و طره سكينه معروف است ، چهار شوهر اختيار فرمود ، « حسن بن الحسن » - سلام اللَّه عليها - اول است ، بعد از او « زيد بن عمر بن عثمان » او را تزويج كرد ، بعد از او « مصعب بن زبير » ، بعد از او « عبداللَّه بن عمر بن عثمان بن حكيم بن حزام » ، كه اين « حزام » برادر « حضرت خديجه » است ، او را نكاح كرد ، نوادر و طرايف آن مخدره بسيار است ، و به شعرا صله مىبخشيد و شوخىها مىفرمود ، و در خوب و بد شعر شعراء آن زمان او را حكم قرار مىدادند ، و وى عيوب شعر آنها را بيان مىفرمود ، به توسط كنيزهاى خود كه پيغام بر بودند ، و با « عروه بن اذينه » كه فقير و خود را در « مدينه » ظاهرالصلاح جلوه مىداد ، شوخى فرمود ، روزى او را ملاقات فرموده فرمود : آيا اين شعر را تو گفته‌اى ؟

--> ( 1 ) - ابن خلكان نوشته : ( سكينه ) در سال 117 ه ق در مدينه مشرفه وفات يافت . ( 2 ) - نيافتن ، دليل بر نبودن نيست .